به گزارش سلامت نیوز به نقل از سازندگی، برای راهاندازی زبالهسوز پول دادهاند، نزدیک به دو سال منتظر ماندهاند و حالا بخشی از زبالههایشان را خودشان میسوزانند. روایت ساکنان از جمعآوری پسماند در بخشی از گیلان، فاصله میان تأمین تجهیزات و دریافت خدمات را نشان میدهد؛ فاصلهای که گاهی به انباشته شدن کیسهها و گاهی به روشن کردن آتش در خانهها ختم میشود.
علی علیخواه، از ساکنان روستای لسکوکلایه آستانه اشرفیه، میگوید برای راهاندازی مجموعه زبالهسوز ۴۰ میلیون تومان کمک کرده است. سیاوش امیراحمدیان، میزبان اقامتگاه بومگردی «قدیمخونه» نیز از مشارکت مالی و انتظار طولانی برای آغاز فعالیت مجموعه خبر میدهد. با این حال، به گفته او، جمعآوری منظم نشده است. این تجربه محلی در مقیاس بزرگتر نیز تکرار میشود: زباله از مقابل خانه برداشته میشود اما سرنوشت آن همچنان مسئله است.
خبری نشد
علیخواه درباره مشارکت اهالی میگوید: «ما خودمان ۴۰ میلیون تومان کمک کردیم. بعضی دیگر هم، تا جایی که اطلاع دارم، حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان پرداخت کردهاند». به گفته او با وجود این پرداختها، دوباره درخواست کمک مالی مطرح شده است. او از جلسهای با حضور نمایندگان شهرداری، دهیاری و بخشداری یاد میکند که موضوع آن مشارکت در راهاندازی زبالهسوز برای پوشش روستاهای اطراف بوده است. جمعآوری نیز قرار بوده در روزهای مشخص، دو تا سه نوبت در هفته انجام شود و خانوارها پسماند تر و خشک را جدا تحویل دهند. امیراحمدیان میگوید، مشارکت مالی اقامتگاه معادل سهم حدود ۱۰ خانواده بوده و راهاندازی مجموعه نزدیک به دو سال طول کشیده است. اما آغاز فعالیت به خدمات قابل اتکا منجر نشده: «یک روز ماشینشان خراب است، یک روز پیگیری نمیشود، یک روز راننده حالش خوب نیست». این روایتها هزینه ساخت و کیفیت خدمت را کنار هم میگذارند. ساکنان از پرداخت پول سخن میگویند اما اطلاعاتی درباره هزینه نهایی مجموعه، برنامه مصوب جمعآوری و نحوه رسیدگی به وقفههای خدمات در اختیار این گزارش نیست.
تفکیک میکنند، باقیمانده را میسوزانند
امیراحمدیان توضیح میدهد که در اقامتگاه، قوطیهای فلزی، ظروف پلاستیکی و وسایل بزرگتر جدا میشوند. تفاله چای نیز تفکیک میشود و باقیمانده غذا را به مرغ و خروسها میدهند. بخشی که میماند شامل کیسههای پلاستیکی و دستمال کاغذی است: «خودمان میسوزانیم. سیستم خودمان را داریم». علیخواه نیز از سوزاندن بخشی از پسماند خانگی و جدا کردن مواد قابل بازیافت میگوید. روایت این دو نفر، میزان رواج این رفتار در سراسر گیلان را مشخص نمیکند اما نشان میدهد حتی خانوارهایی که تفکیک میکنند، برای باقیمانده زباله به شیوهای آلاینده متوسل میشوند. علیرضا عسگری، کارشناس مدیریت پسماند نیز در گفتوگو با مهر، ضعف ساختار خدمات را از عوامل روی آوردن مردم به سوزاندن زباله در فضای باز دانسته است.
سوزاندن، حجم زباله قابل مشاهده را کم میکند اما آلایندهها را از بین نمیبرد. سازمان جهانی بهداشت درباره انتشار ذرات معلق و ترکیبات سمی در احتراق کنترل نشده، هشدار داده است. نصب دستگاه کوچک زبالهسوز نیز بدون کنترل خروجی و مدیریت خاکستر بهتنهایی تضمینکننده ایمنی نیست.
زبالهای که چهار دهه ماند
در مقیاس شهری، سراوان رشت نمونهای از طولانی شدن همین بنبست است. دفن زباله در این عرصه جنگلی از دهه ۱۳۶۰ آغاز شد و وعده پایان ورود پسماند، بارها تمدید شده است. نماینده رشت در سال ۱۴۰۲ یادآوری کرده بود که تعهد توقف ورود زباله تا پایان سال ۱۴۰۱ محقق نشده است.
گزارشهای بعدی نیز از ادامه انتقال زباله خام و بوی تعفن خبر میدهند. بهسازی تودههای قدیمی، جای تعیین تکلیف زباله تازه را نمیگیرد. پوشش خاکی باید همراه با مدیریت شیرابه، گاز و پسماند ورودی باشد؛ بهویژه در منطقهای پرباران که جنگل، زمین کشاورزی و سکونتگاهها به یکدیگر نزدیکند. امیراحمدیان نیز نگرانی خود از دفن زباله را با تجربه محل زندگیاش توضیح میدهد: «اینجا سه یا چهار متر زمین را بکنید به آب میرسید». این مشاهده محلی، جای آزمایش کیفیت آب را نمیگیرد اما حساسیت ساکنان به سرنوشت پسماند مدفون را نشان میدهد.
تعطیلی دفنگاه، پایان بحران نشد
در مازندران، انجیلسی بابل نیز سابقهای نزدیک به سه دهه انباشت زباله دارد. گزارش شهریور امسال تسنیم نشان میدهد ممنوعیت ورود بار تازه، مسئله توده باقیمانده را حل نکرده است؛ دفنگاه بسته میشود اما نیاز به مهار آلودگی ادامه دارد. در نوشهر حتی افتتاح تأسیسات نیز پایان مسئله نبود. زبالهسوز این شهر سال ۱۳۹۹ افتتاح شد اما رئیس اداره محیطزیست شهرستان در بهمن ۱۴۰۳ از نقص فنی، انتشار دود و تشکیل پرونده قضایی خبر داد. او ورود زباله تر و تفکیک نامناسب را از عوامل کاهش راندمان و افزایش آلودگی معرفی کرد. استاندار مازندران در اظهارات بعدی از رفع بخش عمده مشکلات سخن گفت اما ادامه اصلاحات و ایجاد ظرفیت کمپوست را نیز ضروری دانست. بنابراین عملکرد مجموعه به رسیدگی مستمر وابسته مانده است.
ظرفیت اعلام شده با عملکرد فرق دارد
در ساری نیز دهم مهر امسال امکان امحای روزانه حدود ۱۳۰ تن زباله اعلام شد؛ همان گزارش، تأمین اعتبار باقیمانده برای تکمیل پروژه را ضروری میدانست. این تفاوت مهم است: ظرفیت اعلام شده، میزان زبالهای نیست که لزوماً هر روز و بهطور پایدار پردازش میشود. قانون مدیریت پسماند از سال ۱۳۸۳ مسئولیت پسماند عادی را در شهرها و روستاها به شهرداریها و دهیاریها سپرده است. خارج از حوزه آنها نیز بخشداریها مسئولاند. جمعآوری، حمل و دفع باید بهعنوان یک خدمت پیوسته ارزیابی شوند؛ خرابی خودرو یا توقف تأسیسات، بخشی از همین مسئولیت اجرایی است. تفکیک خانوار زمانی نتیجه دارد که خودرو، برنامه جمعآوری و مقصد پردازش نیز آماده باشند. وگرنه مشارکت مردم در آخرین مرحله بینتیجه میماند. ۲۶ مهر آغاز بسترسازی سایت کمپوست نوشهر اعلام شد؛ پروژهای که هنوز در مرحله آمادهسازی بود. همزمان در روستاهای گیلان، امیراحمدیان از تأسیساتی میگوید که راه افتاده اما جمعآوری آن منظم نیست. در فهرست پسماندهای باقیمانده اقامتگاه او، کیسه پلاستیکی و دستمال کاغذی قرار دارد؛ موادی که پس از تفکیک، به گفته خودش، همچنان در محل سوزانده میشوند.

نظر شما